الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

180

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

شد و او را به دنيا آورد . . . پس از يك سال حسين عليه السّلام را به دنيا آورد و پس از آن نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمد و فرمود : اى أسماء فرزندم را نزد من بياور . ( 1 ) پس او را در پارچهء سفيدى پيچيدم و نزد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بردم كه در گوش راست او اذان و در گوش چپ وى اقامه گفت و آنگاه او را در دامن خويش نهاد و گريست . گفتم : پدر و مادرم به فدايت ، چرا گريه مىكنى ؟ فرمود : براى اين پسرم گريه مىكنم . گفتم : او كه همين الان متولد شده است اى رسول خدا ! فرمود : گروه سركشى پس از من او را مىكشند كه خداوند شفاعت مرا نصيب آنها نكند ! سپس فرمود : اى اسماء ، فاطمه را از اين خبر مطّلع نكن ؛ زيرا او به تازگى از حمل فرزندش فارغ شده است . سپس به على عليه السّلام فرمود : اسم اين پسرم را چه گذاشته‌اى ؟ على گفت : اى رسول خدا ، من از شما پيشى نمىگيرم . نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من هم در نام‌گذارى او از خداى عزّ و جلّ پيشى نمىگيرم . « 1 » ( 2 ) آنگاه جبرئيل نازل شد و فرمود : اى محمد ، خداى بلند مرتبه بر تو سلام مىرساند و مىفرمايد : على براى تو به منزلهء هارون براى موسى است . پس اين پسرت را به اسم پسر هارون نام‌گذارى كن . نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اسم پسر هارون چه بوده است ؟ فرمود : شبير . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : زبان من عربى است . جبرئيل فرمود : او را حسين بنام . وقتى كه روز هفتم ولادت آن حضرت عليه السّلام فرا رسيد ، نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله دو قوچ فربه را براى او قربانى كرد و يك ران آن را به همراه يك دينار طلا به قابله داد ، سپس موى سر او را تراشيد و هم وزن آن نقره ، صدقه داد و آنگاه خلوق ( ماده‌اى خوشبو ) به سر او ماليده و فرمود : اى اسماء ، ماليدن خون به سر بچّه ، از رسوم جاهليّت است . « 2 » ( 3 ) و اين خبر را صدوق در أمالى با سند خود از زيد بن على از پدرش على بن حسين عليه السّلام - بدون اسناد به اسماء - نقل مىكند كه فرمود : هنگامى كه حسين عليه السّلام متولد شد ، خدا به جبرئيل وحى فرستاد كه همانا محمّد داراى پسرى شده است . پس فرود آى و پس از تهنيت به او بگو : همانا على براى تو به منزلهء

--> مدينه حضور نداشته است و همان جواب قبلى كه در بحث شب زفاف زهرا ( س ) و ميلاد امام حسن عليه السّلام مطرح شد ، در اينجا هم ارائه مىشود ، مبنى بر اين كه وى اسماء بنت يزيد بن سكن انصارى ، قابله و خطّابهء معروف مدينه بوده و اشتباه از جانب روات حديث رخ داده است . ( 1 ) . اين خبر را مرحوم صدوق در عيون اخبار الرضا صلّى اللّه عليه و آله ، ج 2 ، ص 25 نيز نقل مىكند و در اين قسمت از حديث اين مطلب اضافه شده است كه : « دوست داشتم او را حرب بنامم » . ولى اين مطلب در آنچه كه شيخ طوسى آورده است ، وجود ندارد . و جدا بعيد است كه على دوست داشته باشد كه او را حرب نام‌گذارى كند . ( 2 ) . أمالى شيخ طوسى ، ص 367 ، ح 781 .